عباس اقبال آشتيانى

275

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

را براى اين كار انتخاب نمود و قبل از آنكه از تبريز خارج شود قتلغ شاه را به مقدمهء عساكر خويش روانهء شام كرد و خود بعد از طريق موصل بحلب رسيد . مردم حلب شهر را خالى كردند و قراسنقر حكمران آن بحماة گريخت ولى كتبغا در دمشق مقاومت به خرج داد . بمحض وصول خبر آمدن مغول بشام الملك الناصر به جمع‌آورى پول و لشكر پرداخته به عجله قوائى فراهم كرد و به طرف شام حركت نمود ولى بواسطهء باران‌هاى متوالى و گل بسيار لشكريان او صدمات بسيار ديدند و راه‌ها مسدود و سيورسات ناياب گرديد و مجال توقف بر سلطان و سپاهيان تنگ شده بمصر مراجعت كردند و قشون مغول هم به همين قبيل بلايا گرفتار آمدند و بسيارى از افراد و اسبان ايشان مردند و غازان مجبور به بازگشت شد و در 24 رمضان به اوجان رسيد . سه ماه بعد از عقب‌نشينى از شام غازان نصير الدين تبريزى و قاضى قطب الدين موصلى را بعنوان رسالت پيش الملك الناصر بمصر فرستاد و به او پيغام داد كه اگر مسلمين مصر و شام در خطبه و سكه نام غازان را ذكر كنند و قبول اداى خراج نمايند از تعرض لشكريان مغول ايمن خواهند ماند و اگر بر خلاف راه نفاق روند به ايشان همان خواهد رسيد كه از چنگيزيان به خوارزمشاهيان رسيد . الملك الناصر سفراى غازان را خلعت و انعام داد و جواب ايلخان را موكول به فرستادن سفرائى باردوى او كرد . سفراى غازان در موقعى كه او به قصد شام حركت نموده و بحله رسيده بود پيش او برگشتند و نتيجهء سفارت خود را بعرض رسانيدند و در جمادى الاولى از همان سال فرستادگان الملك الناصر مكتوبى در جواب غازان آوردند و در آن مكتوب الملك الناصر اسم خود را به طلا نوشته و چندان رعايت احترام غازان را نكرده و پيغام داده بود كه خراج ممالك شام و مصر وقف جهاد و محافظت حدود و ثغور ممالك اسلامى است و از آن چيزى زايد نمىآيد كه در پرداخت آن تعهد شود . در باب سكه اگر بر نقودى كه در بلاد مصر و شام رايج است يك طرف نام امير المؤمنين خليفه و سلطان محمود غازان خان و بر طرف ديگر پس از ذكر لا إله الا اللّه اسم الملك الناصر نوشته شود مانعى نيست . علاوه بر اين مكتوب الملك الناصر يك صندوق اسلحه نيز براى غازان فرستاده بود و غازان از آن‌چنان استنباط كرد كه سلطان مصر خود را براى مقاتله و جلوگيرى از او حاضر اعلان مىكند